پارادايم « شيوه توليد »[1] و ابعاد مكاني ـ فضايي بافت و مسكن روستايي

محمد علي حامدي

 

روش شناسي رايج بافت شناسي در مباحث جغرافيايي روستايي، معطوف بر توصيف امر واقع، طبقه بندي براساس وجوه مشترك كالبدي و ادراك فرآيندهاي عِلي ِ شكل‌گيري بافت و مسكن براساس عوامل درون‌زا و محلي دارد. از اين رو بر عوامل محيطي، بويژه اقليم و توپوگرافي برخي كنش هاي اجتماعي مثل امنيت و مناسبات اجتماعي عوامل فرهنگي مثل مذهب و باورها و ارتباط بلافصل با منابع توليد بويژه منابع آب تاكيد مي نمايد.

در اين روش‌شناسي، درون داد سيستم تحليل ابعاد مكاني ـ فضايي سكونتگاه و بطريق اولي بافت و مسكن روستايي به طور عمده بر وجوه خُرد واقعيت موجود استوار است.

نقاط قوت اين روش شناسي عبارتند از :

-       بر چشم اندازهاي موجود تاكيد دارد .

-       از روش هاي تحليل عِليِ بهره مي‌گيرد.

-       تلاش مي كند كه با تاكيد بر جزئيات ، فرضيه هاي شناخت‌شناسي را تكميل و اثبات كند.

نقاط ضعف آن عبارتند از :

-   در ادراك انعكاس روابط كلان و تحولات ساختار فضايي كلان در ابعاد منطقه‌اي،  ملي و جهاني در فرآيند تحولات سكونتگاه روستايي ناتوان است.

-   به دليل اختلاف زماني و كُندي تغييرات بافت و مسكن روستايي، نسبت به سير تحولات فضاي كلان، برون داد سيستم تحليل بر داده هاي ماقبل تحول، استوار است.

-   در فرآيند آينده نگري و آينده نگاري ، تحولات مكاني ـ فضايي بافت و مسكن نارسا است و برنامه‌ريزان را در نتيجه‌گيري و سنتز و يا ضابطه مند كردن فرآيند توسعه گمراه مي كند.

لذا در بسط روش‌شناسي شناخت ابعاد مكاني ـ فضايي سكونتگاه هاي روستايي بايد رويكرد كل‌نگر براساس تحليل روابط ميان فضاي كلان و فضاي روستايي، حاكم شود.

براي ادراك فضاي كلان ، بررسي تحولات « شيوه توليد » ، بعنوان فرايندي تاريخي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي نقش تعيين كننده دارد.

پارادايم « شيوه توليد » با تشريح مناسبات و نظام مالكيت، نظام توليد ارزش و مبادله و مناسبات اقتصادي و اجتماعي و منزلت‌ها و هويت، رابطه كل و جزء در فرآيند تحولات فضايي را به گونه‌اي تحليل مي كند، كه ادراك چشم انداز پيشين ، واقع و پسين و آينده‌نگاري را براي برنامه ريزان و سياست گذاران توسعه و توسعه روستايي ممكن مي‌سازد.

در بررسي پيش‌روي ، تلاش شده است ، ضمن بررسي كارآمدي پارادايم « شيوه توليد » ، با نگاهي اجمالي به تحولات « شيوه توليد » در ايران، تغييرات ساختاري در شكل‌گيري مناطق همگن جغرافيايي ـ فضايي سرزمين، تغييرات در ابعاد مكاني ـ فضايي روستايي و در پرتو آن تحلات بافت و مسكن روستايي مورد بررسي قرار گيرد، و دامنه و گستره كاربرد اين روش‌شناسي در برنامه‌ريزي توسعه پايدار روستايي (به طريق اولي بافت و مسكن » مورد ارزشيابي قرار گيرد.

 

 

 

 

 

_______________________________________________________

 

واژگان كليدي : « شيوه توليد »، توسعه پايدار روستايي ، ابعاد مكاني ـ فضايي، بافت و مسكن روستايي .

 



[1] Mode of production