سید محسن حبیبی

 

طراحی روستائی و سازماندهی فضایی-کالبدی روستا

 

بازسازی و نوسازی روستاهای با ارزش کشور که در چند ساله اخیر در دستور کار بنیاد مسکن انقلاب اسلامی قرار گرفته است. راهی نو را در مقابل معماران و شهرسازان می گذارد که تا کنون و برحسب عادت و آموزش های دانشگاه، در برخورد با برنامه ریزی و طراحی روستایی، همان راهی را پیش می گرفتند که برنامه ریزی و طراحی شهری به آنان آموخته است .

بازسازی مناطق جنگ زده و پس از آن روستاهای آسیب دیده از زلزله و سیل نیز نشان داد که تا چه اندازه کاربست سیاستها، برنامه ها و اقدامات آموخته شده در مدارس معماری و شهرسازی می تواند در تناقص و تباین سازمان اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی کالبدی روستا قرار گیرد .

ولی این تجربیات گران سنگ و با ارزش هیچگاه به جمع بندی روشنی برای برنامه ریزی و طراحی روستائی نیانجامیده است و هرگاه تلاشی در این مورد آغاز شده است به سبب فوریت ها و اقدامات سریع و سهل الوصول  به بوته فراموشی سپرده شده است .

شهری شدن کشور که نه تنها در اینجا، که در مقیاس جهانی ،نیز در حال وقوع است سبب شده است تا رفتارها و هنجارهای    جدیدی در روستا پدید آید و به سبب این دگرگونیها ،نیازها و خواستهای جدید در ارتباط با سازمان کالبدی فضایی از سوی جامعه روستایی طلب شود . این مطالبات از سوی معماران و شهرسازان و مسئولان بدین گونه تلقی شده است که لازم است بدانها پاسخ هایی از طریق برنامه ریزی و طراحی شهری داده شود و شاید در بهترین موارد این بوده است که چگونه می توان عنصر اقلیم را در باز تولید فضایی-کالبدی روستا دخالت داد و طراحی با اقلیم را در نظر گرفت.

بهسازی و نوسازی بافتهای روستائی با ارزش و تعدادی معدود از بازسازیهای موفق پس از سانحه نشان می دهد که برنامه ریزی و طراحی روستایی جز از طریق تعامل و روابط متقابل با روستائیان،آنهم در مقیاس اجرایی حاصل نتواند شد. به دیگر سخن چرخه باز تولید فضائی و کالبدی روستا تنها در وضوح و روشنی مقاصد برنامه ریزی و طراحی برای جامعه روستایی فراهم می شود ، یعنی لازم است از همان آغاز روستایی در چرخه تصمیم سازی،تصمیم گیری ،برنامه ریزی ،طراحی و اجرا حضور مستقیم و تعیین کننده داشته باشد.

مقیاس روستا ،مشارکت واقعی را در دستور کار قرار می دهد . بازخوانی سازمان فضایی و کالبدی روستا جز از طریق این مشارکت میسر نخواهد شد . استفاده از دانش بومی ،بازآموزی و معاصرسازی این دانش،استفاده از مصالح بوم آور و باز تولید و معاصر سازی آنها،بسیج نیروهای خفته روستائی وآموزش آنان برای کاربست مجدد دانش بومی در زمینه باز تولید سازمان فضایی و کالبدی روستا،شرط لازم برای تدوین مبانی طراحی روستایی است .و شرط کافی در عزم جدی برای  ایجاد رشته های برنامه ریزی و طراحی مسکن روستایی در آموزش عالی کشور و کاربست اصول طراحی روستائی است .

اصولی که می تواند به عنوان اصول پایه در طراحی روستایی طرح شود را می توان به گونه ای کلی در موارد زیر دسته بندی کرد .

1-اصل سازمندی 2-اصل رشد تدریجی 3-اصل هماهنگی و سازگاری4-اصل مشارکت 5-اصل تنوع6-اصل سلسله مراتب مکانی 7-اصل مقیاس انسانی8-اصل توازن 9-اصل محوریت 10-اصل قلمرو11-اصل خوانائی12-اصل کثرت و وحدت 13-اصل غنای بصری 14-اصل شخصیت و ویژگی فضائی ،مکانی 15-اصل انعطاف پذیری16-اصل تعامل