مقاومسازی
مسکن با مصالح ساختمانی بومی
دکتر دیپِندرا پِراشاد
چکیده
مسکن روستایی به عنوان یک حوزهی
کاری، با وجود مفاهیم و پیامدهای
خود در مقیاس بزرگ، پتانسیل بسیار بالا، و توجه
گستردهای
که در حوزهی
تحقیقات به سوی خود منعطف نموده، در حوزهی
اجرایی و در سایت احداث با محدودیتهایی
روبروست. پروژههای
انبوهسازی
مسکن به طور متعارف بر مناطق شهری وحومهی
شهر متمرکزند که در سراسر کشور، بدون در نظر گرفتن اقلیم،
فرهنگ و مصالح ساختمانی غالب آن منطقه، با مصالح مورد استفاده
و طرحهایی
استاندارد به مرحلهی
اجرا در آمدهاند.
کاربرد مصالح محلی، طرحها
و مهارتهای
بومی ساختوساز
همیشه در حوزهی
تحت کنترل سیاستهای
متمرکز دولتی با دشواریها
و چالشهایی
روبرو بوده
است
چرا که این سیاستها
به یکپارچهسازی
و یکسانسازی
کل کشور تحت نظارت یک سیستم واحد، گرایش داشته و در آنها
تغییرات محلی لحاظ نمیشود.
در حال حاضر با ظهور جنبش مقاومسازی
مسکن، فرصتی جدید دست داده تا از طریق مباحثی مشخص و مشهود در مورد تغییرات آبوهوایی
بتوان مصالح و سیستمهای
بومیِ ساختوساز
را از لحاظ سازگاری با محیط زیست و جلوگیری ازاتلاف انرژی که از اتکا به بافت محلی
ناشی میشود،
بهبود بخشید.
با احداث واحد مسکونی بر اساس پارامترهای
آسایش اقلیم محلی، استفاده از مصالح بومی بادوام و دارای قابلیت ارتجاعی، بازیافت
جریان
ضایعات محلی جهت ایجاد منابع مضاعف برای مصالح ساختمانی و امکان استفاده از مهارتهای
بومی ساختوساز
و به تبع آن مشارکت اجتماعی و اقتصادیِ جوامع بومی این روند توسعه مییابد.
اما آیا اصول و روشهای
سنتی میتوانند
بخشی از معیارهای
مدرن ساختوساز
دولتی باشند که در آنها همیشه محدودیتهایی
از قبیل فضا، علم و سرعت الویت دارند؟ بحث کنونی بر این احتمالات متمرکز خواهد بود
که چگونه سیستمها
و مصالح سنتی در حیطهی
جنبش ساختوساز
پایدار ارزشگذاری
میشوند،
جنبشی که هم به شناخت و هم به احیای کاربردشان کمک میکند.